ابو القاسم راز شيرازى

349

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

باعث تضييع حدود و احكام الهى خواهد شد ؛ زيرا كه اهل هر كلام و لسان توانند تشخيص حقايق آن را . [ و كلام مجيد خود را ] ذكر نام نهاد و گردانيد اهل عصمت عليهم السّلام را اهل اين ذكر ؛ كما قال اللّه تعالى : فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ « 54 » . و حضرت رسول ( ص ) فرمود : چنان‌كه من مقاتله كردم بر تنزيل كلام الهى ، يا على زود باشد كه مقاتله كنى بر تأويل كلام الهى . و چه نسبت است فهم اهل عصمت عليهم السّلام را در ادراك كلام با فهم امّت ؛ زيرا كه ايشان صاحب روح قدسى الهىاند كه : وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي ، و صاحب عقل كلّىاند كه حقيقت كلام اللّه و كتاب مبين است ؛ كما قال رسول اللّه : « اوّل ما خلق اللّه عقلي » « 55 » ، و صاحب نفس قدسيّهء الهيّه‌اند كه :

--> ( 54 ) - . . پس اگر نمىدانيد از اهل ذكر باز پرسيد . . : سورهء 16 قسمتى از آيهء 43 ( 55 ) - نخستين تجلّى و آفرينش خداى تعالى عقل من بود ؛ زيرا كه عقل كلّى در عالم جبروت ، مبدأ پيدايش عوالم مادون اوست چنانچه « شيخ شبسترى » در « گلشن راز » به زبان شعر به اين كيفيّت اشاره فرموده گويد : نخستين آيتى عقل كل آمد * كه در وى همچو باءِ بسمل آمد دوم نَفْس كُل آمد آيت نور * كه چون مصباح شد در غايت نور سوم آيت دَرو شد عرش رحمان * چهارم آية الكرسى همىخوان پس از وى جِرمهاى آسمانى است * كه در وى سورهء سبعُ المَثانى است نظر كن باز در جِرم عناصر * كه هريك آيتى هستند باهِر پس از عنصر بود جِرم سه مولود * كه نتوان كرد اين آياتْ معدود به آخر گشت نازل نفْس انسان * كه بر « ناس » آمد آخر ختمْ قرآن مراد حضرت « شيخ شبسترى » از اين بيان ، تطبيق كتاب تكوين است با « قرآن » ، امّا آنچه در اين تمثيل تطبيق بر حديث « اوّل ما خلق اللّه » است تشبيه مقام اجمالى عقل كلّى آن حضرت است به بسمله چنانچه باء بسمله مجمل « سورهء حمد » و « سورهء حمد » مجمل مفصّلات « قرآن » است باز در مقام تطبيق مجمل وجود انسان كامل است كه مشتمل بر مفصّلات همهء عوالم كون مىباشد ؛ پس در حقيقت مقام عقل كلّى حضرت ختمى مرتبت مبدأ پيدايش كتاب تدوين و كتاب تكوين در مقام اجمال و تفصيل است : جهان انسان شد و انسان جهانى * ازين پاكيزه‌تر نبوَد بيانى